خرید بک لینک
پنهان


ساعت ها با خودم فکر کردم و خاطرات تلخی رو مرور کردم و واقعا به این ایمان آوردم كه من دارم خودم رو زجركش میکنم. من حافظه خیلی خوبی داشتم و همه چی رو دقیق یادم بود حتی اگه با یکی حرف میزدم چند ماه بعد یادم بود طرف لباسش مارک داشت یا نه. آرایش کرده بود یا نه. و این خیلی بد بود. گاهی هم خوب بود گاهی نباید فراموش کنی دیگران در حقت چیکار کردن. حتی اگه اونارو بخشیده باشی. ولی باید یادت باشه که اگه اشتباه کردن نباید بخشیده بشن چون تو یادته که قبلا بخشیدیشون و فرصتشون تموم شده. من به هرکسی چند تا فرصت بیشتر نمیدادم. از نظر من هرکسی تا یه جایی حق داشت ولی بعدش میشد بهانه؛ میشد توجیه، میشد دلیل واسه اشتباهش. گاهی حتی نباید برگردی و عقب ببینی، بزار بدونن کارشون حتی ارزش دوباره دیدن و نداره..خودتو نزن به اون راه! بهشون یاد آوری کن که فرصتتون تموم شده تا شاید بیشتر تلاش کنن ولی وقتی همیشه بخشیده بشن یاد میگیرن که همیشه اشتباه کنن و این وسط کسی هست که اونارو ببخشه...
گاهی سنگ شو و نزار با تبر بشکوننت، تبرشون رو کند کن و بشو سوهانی که اونا بهش نیاز دارن. اونوقت باید التماست کنن تا اون سوهان رو بدست بیارن ولی به خودم یاد دادم نباید اون سوهان رو بهشون بدم چون با تیز کردن تبرهاشون اول به خودت و بعد به دیگران صدمه میزنن. پس مواظب باش، هر بخششی خوب نیست..

نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:59 توسط دخترکوچولو|



برچسب: نویسنده: علی کاشانی تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 14:54

صفحه بندی